فرش كاشانم روزگارم خوش نيست
(به بهانه سالگرد درگذشت استاد سید نظام الدین افسری کاشانی)
بگذر از خواب مخمل كاشان / سرمه گير از سواد هندوستان
چيست كاشان جهان وهم و خيال / كه به ديدن وجود اوست محال
بيدل دهلوي
سال پيش در رسانه ها و مطبوعات كشور ، خبر تاسيس شهري به نام كاشان در كشور چين منعكس شد . جريان از اين قرار است كه چيني ها با تاسيس شهركي اقدام به بافت فرش دستباف با نقشه كاشان كرده و محصولات خود را با عنوان قالي كاشان چين به فروش مي رسانند . صرفنظر از آنكه انتشار اين خبر در كاشان موجب عكس العمل خاصي نشده و اصولاً كسي خبردار هم نشد (!؟) اين خبر در سطح ملي موجب به راه افتادن سيل تاييد و تكذيب از سوي اشخاص و نهادهاي ذيربط شد . نوشته حاضر تلنگري است بر حافظه فراموشكار ما .
سه صنعت كاشان در طول تاريخ شهرت جهاني داشته است و صنعتگران كاشاني توانسته اند در اين سه زمينه شاهكارهاي بزرگ هنري آن رشته را بيافرينند .
باد آباد مهين خطه كاشان كه مدام / مهد هوش و خرد و صنعت و دانايي بود
هر كه برخاست به هر پيشه ز شهر كاشان / در فن خويشتنش فرط توانايي بود
ملك الشعراي بهار
اول صنعت سفال و كاشي سازي است كه از سفالهاي سيلك شروع شده و با كاشي هاي هفت رنگ به اوج شهرت و اعتبار رسيده و كار بدانجا رسيد كه اسم اين صنعت منسوب به كاشان شد . امروز ديگر كسي در كاشان كارگاه كاشي پزي پيدا نمي كند . مردم هم ديگر يادشان رفته كاشي براي كاشان است ، همه فكر مي كنند كاشي براي اصفهان است ! اگر مي خواهيد كاشي ها ي هفت رنگ و محراب هاي مينايي خاندان ابي طاهر را ببينيد كار سختي در پيش داريد ، بايد بار سفر را ببنديد و برويد موزه هاي ملي ايران ، برلين آلمان ، متروپليتن و فيلادلفياي آمريكا ، بريتانياي انگلستان ، آرميتاژ لنينگراد روسيه و چند جاي ديگر . كاشي كاشان چند قرن پيش مرده است .
پرفسور آرتور پوپ (ايران شناس معروف آمريكايي) : مركز سفال و كاشي سازي ايران ، كاشان بود . كاشان از قرن پنجم تا قرن يازده پايتخت اين هنر شمرده مي شد .
دومين صنعتي كه در كاشان به اوج خود رسيد صنعت مس بود . هنوز خيلي ها بازار مسگرهاي كاشان را يادشان مي آيد . اين بازار زماني مركز مس ايران بود . بازاري پر از صداي مس ، چكش ، آدم ، كوره و خريداران . يك زماني هر دختري كه مي خواست برود خانه شوهر بايد كلي آفتابه و لگن و ظرف مسي مي داشت تا جهيزيه اش كامل باشد . حالا ديگر توي هيچ خانه اي ظرف مسي پيدا نمي كنيد اگر هم چيزي هست براي تزئين است . همه مس هايشان را فروخته اند و به جايش پلاستيك و ملامين و استيل خريده اند . بازار مسگرها هنوز پابرجاست اما مسگرها دارند ظرف پلاستيك و ملامين مي فروشند ! مس كاشان يكي دو دهه اي مي شود كه جان داده .
ادوارد براون (مستشرق مشهور انگليسي) : بازار مسگرهاي كاشان با صداي دايمي چكش و كوره هايي كه مس در آن قرمز مي شود يكي از نقاط تماشايي مشرق زمين است .
سومين صنعت مشهور كاشان ، نساجي ست . زماني بيش از چهل نوع منسوج مختلف در اين شهر بافته مي شد . از زري و مخمل و ابريشم تا اطلس و ديبا و زيلو و قالي . انگار هر چه طبيعت به كاشاني ها سخت گرفته آنها خودشان دست بكار شده اند و تا توانسته اند گل و بته و نقش و نگار بافته اند . حالا همه اينها از بين رفته اند و فقط چندتايي كارگاه شعربافي مانده و آخرين مخملباف دنيا (استاد يا الله) دنبال كسي مي گردد كه هنرش را به او ياد بدهد و آخرين زيلوباف دنيا (استاد اشرف كاشاني) همين يكي دو سال پيش عمرش را داد به شما . نساجي كاشان تا حدود 50 سال پيش زنده بود .
شاردن (سياح فرانسوي) : در هيچ يك از شهرهاي ايران بيش از كاشان ؛ اطلس و مخمل و تافته ابريشم خواب و بيدار و زري و گل ابريشمي و پارچه زربفت و سيم بفت نمي بافند .
از آنهمه شكوه و عظمت فقط مانده ( است يا بود ! ) قالي . فصل هفتم كتاب آثار كاشان و نطنز نوشته حسن نراقي چاپ انجمن آثار و مفاخر ، چه فصل پر گلي است (فصل قالي كاشان) . تا همين ده پانزده سال پيش خانه اي در كاشان نبود كه توي آن دار قالي نباشد . از خانه اعياني گرفته تا خانه رعيتي . فقط فرقش اين بود كه خانم خانه اعياني هر وقت حوصله اش تنگ مي شد مي رفت پاي دار قالي و يكي دو رچ مي بافت ولي خانم خانه رعيتي بايد از صبح تا شب ريشه مي زد تا كمك خرج شوهرش باشد . حالا ديگر دارهاي قالي از خانه هاي كاشان كه هيچ ؛ از خانه هاي دهات كاشان هم دارد جمع مي شود . ديگر زنها و دخترهاي كاشي يادشان رفته كه پود و چله و ريشه و رچ يعني چه . مردها همه رفته اند و شده اند كارگر كارخانه هاي فرش ماشيني . زنها كاري ندارند و دخترها بيكار شده اند البته تا دلتان بخواهد ليسانسه داريم !
ولتر (شاعر فرانسوي) دويست و هشتاد سال پيش گفته : كاشان در ايران حكم ليون را دارد در اروپا ، يعني همان رونقي كه ليون به عنوان مركز منسوجات ابريشمي در اروپا دارد كاشان در شرق دارد .
يك سالنامه مربوط به 1700 سال پيش بزرگترين واردات چين را فرش ايران نوشته است . چيني ها اين همه سال كاري به فرش ما نداشته اند و حالا چه شده كه آمده اند و مي خواهند فرش ما را مال خودشان كنند ؟ اين مطلب بيش از آنكه به هوش و زرنگي آنها مربوط باشد به تنبلي و بي عرضگي ما مربوط مي شود . ما وارثان خوبي براي پدران هنرمند خود نيستيم چيزي هم براي وارثانمان باقي نمي گذاريم . قالي كاشان در حال احتضار است ، خيلي طول نمي كشد تا براي خواندن فاتحه قالي به كاشان قدم رنجه كنيد .
لرد كرزن (سفير بريتانيا در ايران دوره قاجار) : لطيف تر و ظريف تر از قالي هاي ابريشم كاشان منسوجي از زير دست انسان بيرون نيامده است .
استاد سيد نظام الدين افسري كاشاني (بزرگترين طراح و نقاش قالي معاصر) خرداد ماه سال گذشته فوت كرد . هيچ كس هم نفهميد ، فقط يكي دو تا از سايت هاي اينترنتي خبرش را نوشتند و بس . خبرفوت استاد افسري و خبر تاسيس كاشان چين تقريباً همزمان منتشر شد . اين براي شما معني خاصي نمي دهد؟
فرش زيباش كنون شهره دهر است چنانك / زري و مخمل او شاهد هر جايي بود
ملك الشعراي بهار
اضافه شده در : 30 خرداد 1387 نقد کننده : سيد امیرحسین نیکوكار امتياز      پیوند مرتبط : سایت کی آشیان بازديدها: 343 زبان: persian صفحه: 1/2
صفحه بعد (2/2) 
[ برگشت به صفحه اصلی نقدنامه ها | ارسال نظر و پیشنهاد ] |