عضویت در کانال تلگرام کی آشیان
۱۳۹۶ ۸ ۲۷
  • براي امروز رويدادي ثبت نشده است
 
در حال بارگذاری...
نام

پیام

شکلک ها
        
        
       
مشاهیر و مفاخر,مناسبت ها,دوشنبه، 18 دي، 1391 607modir1

میرزا تقی خان امیرکبیرظهور شخصيتي دلسوز و اصلاح گر چون اميرکبير در دوراني که استعمارگران مي تازيدند و به ايران تضعيف شده بر اثر عهدنامه هاي ترکمنچاي و گلستان، دست اندازي مي کردند، مرهمي بر زخم هاي جامعه ايران بود که نشان مي داد ايران عصر اميرکبير از تربيت فرزنداني با اراده و مصلح ناتوان نيست و نظام تربيت سنتي و خانوادگي ايران از چنان عمق و عقبه انسان شناختي معقولي برخوردار است که بتواند چنين شخصيت هايي را در دامن خود پرورش و به آنان مجال ظهور و بروز دهد. اما از آن زمان که روح فرنگي مآبي تحت عنوان پيشرفت بر نظام تعليم و تربيت مستولي شد و قدرت سياسي نيز به طور کامل در تيول و تصرف سفارت هاي بيگانه قرار گرفت، کورسوي اصلاح و تحول در نظام سياسي رخت بربست تا حدي که تنها انقلاب اسلامي بود که توانست دوباره اين انحراف را اصلاح کند و حرکت جامعه را به مسير اصلي خود يعني استقلال و خودباوري ملي بازگرداند.

 



چرا نخبه کشي؟

عده اي اگر چه وجود زمينه هاي بروز شخصيت هاي دلسوز و مصلح را در جامعه عصر قاجار انکار نمي کنند اما از آسيبي سخن مي گويند که از آن با عنوان «نخبه کشي» ياد مي شود. به نظر آنان، جامعه ايران در مواجهه با دلسوزان و دردمندان اجتماعي، نه تنها به تجليل و قدرشناسي آنان نمي پردازد که به قتل و نابودي آن ها نيز اقدام مي کند. اين تحليل نادرست که در کتاب هايي چون «جامعه شناسي نخبه کشي» آمده است (و نگارنده چند سال پيش آن را در همين صفحه نقد کرده است) به جاي نقد سياست و در انداختن تحليلي نو، با ژستي روشنفکرانه جامعه ايران را تحقير مي  کند و هيچ رهيافت و افق جديدي را فراروي مردم نمي گشايد. اين در حالي است که شخصيتي چون حضرت امام(ره) با آسيب شناسي جامعه ايران، نظريه اتحاد دين و سياست شهيد مدرس را زنده مي کنند و بر پايه آن نظام مبتني بر ولايت فقيه را ارائه مي دهند و سلسله جنبان حرکتي مي شوند که در بهمن سال ۵۷ به فروپاشي نظام پوسيده شاهنشاهي و استقرار نظام جمهوري اسلامي در پهنه ايران زمين مي انجامد. بر پايه اين نظريه براي جلوگيري از دچار شدن به آسيب هايي چون نخبه کشي، بايد عرصه سياست و نظام سياسي با کيمياي ديانت و اخلاق تطهير و استحاله شود و تدبير مدن يا همان سياست کشورداري هويتي اخلاقي و اسلامي پيدا کند.

 

پله پله تا صدارت

ميرزاتقي خان اميرکبير در خانواده اي از طبقات پايين جامعه به دنيا آمد اما چون پدرش کربلايي محمد قربان آشپز قائم مقام اول بود و نظارت بر امور آشپزي در زمان قائم مقام دوم را برعهده داشت. در حاشيه محيطي بزرگ شد که طبقه اعيان و اشراف تربيت مي شدند و از امکانات تحصيل برخوردار بودند. نقل شده است در دوران کودکي ناهار بچه هاي قائم مقام را مي آورد، پشت در اتاق به انتظار تمام شدن ناهار براي بردن ظرف ها مي ايستاد، در همين مدت کوتاه گوش به سخنان معلم مي داد که به فرزندان قائم مقام درس مي داد. يک روز که قائم مقام براي امتحان، از فرزندانش سوال مي کرد و آن ها از عهده جواب برنمي آمدند، ميرزا تقي خان به آن سوال ها پاسخ صحيح داد و چون قائم مقام پرسيد: اين ها را از کجا آموخته اي؟ گفت: از پشت در اتاق، در آن مدت کوتاه که به گفته هاي معلم گوش مي دادم آموختم. قائم مقام مي خواست به او جايزه بدهد که به گريه افتاد و گفت: به عوض جايزه به معلم دستور بدهيد به من هم درس بدهد. قائم مقام خوشش آمد و دستور داد معلم به او هم درس بدهد. (اميرکبير قهرمان مبارزه با استعمار)

اين چنين بود که اميرکبير در خاندان فراهاني ها که اهل علم و ادب بودند، بزرگ شد و چون استعداد و لياقت خود را نشان داد به تدريج، با حمايت همين خاندان به سمت منشي گري منصوب شد و پايش به امور سياسي نيز کشيده شد تا آن جا که پس از قتل گريبايدوف سفير روسيه در ايران، به سفارش قائم مقام به عنوان منشي مخصوص محمدخان زنگنه امير نظام، به همراه هيئت ايراني به روسيه رفت و با پيشرفت هاي اين کشور آشنا شد و از کارخانه هاي روسيه ديدن کرد. در سال ۱۲۵۳ هجري قمري بار ديگر با هيئتي با عنوان وزير نظام، به همراه وليعهد ناصرالدين ميرزا، در ايروان به حضور نيکلاي امپراتور روسيه رسيد.

 

هنر ديپلماسي اميرکبير

اما مهم ترين کار سياسي اميرکبير پيش از صدارت،انتخابش به عنوان نماينده ايران در مذاکره با دولت عثماني بود که با حضور نمايندگان روس و انگليس در ارزنة الروم انجام شد و مدت چهار سال به طول انجاميد. مذاکرات ارزنة الروم به گفته يکي از نويسندگان، ميدان برخورد سياست و ديپلماسي روس، انگليس، ايران و عثماني بود که مي خواست به ده ها سال جنگ و مخاصمه و اختلافات ارضي ايران و عثماني پايان دهد و اميرکبير ديپلمات ارشد و نماينده تام الاختيار ايران در آن مذاکرات حساس و نفس گير بود. در پايان چهار سال مذاکره که اميرکبير طي آن رنج هاي زيادي را متحمل شد و حتي تا مرز کشته شدن پيش رفت، عهدنامه اي ميان ايران و عثماني منعقد شد که به نوشته کتاب «اميرکبير و ايران» کامل ترين عهدنامه اي است که در تاريخ روابط جديد ايران و عثماني بسته شده است. درايت و سياست اميرکبير در اين مذاکرات چنان موثر بود که ميرزا آغاسي صدراعظم را که از او دل خوشي نداشت، به تحسين واداشت و در ستايش او گفت: «آفرين خدا بر پدري که تو را پرورد و مادري که تو را زاد.»کرزن که خود جزو نمايندگان انگليس حاضر در مذاکرات بوده است، اميرکبير را چنين توصيف مي کند:«ميرزاتقي از تمام نمايندگان عثماني، روسيه و انگليس که در ارزنة الروم جمع شده بودند، قابل ملاحظه تر و متشخص تر بود و با هيچ يک از آن ها قابل مقايسه نبود...»(اميرکبير قهرمان استعمار)

 

نشستن بر کرسي صدارت

اندکي پس از بازگشت امير از عثماني، محمدشاه قاجار درگذشت و نوبت به پادشاهي وليعهدش ناصرالدين ميرزا رسيد. در اين زمان اميرکبير وزير نظام آذربايجان بود که وليعهد در آن جا استقرار داشت. وليعهد براي سفر به تهران پيشکارش نصيرالملک را فراخواند و از او خواست تا مخارج سفر را تامين کند اما چون او از پس آن برنيامد، وزير نظام يعني اميرکبير نامزد اين کار شد و او بر خلاف رويه معمول که از بيگانگان استقراض مي کردند، از يکي از بازرگانان تبريزي مبلغ سي هزار تومان قرض گرفت و وسايل حرکت شاه جديد به تهران را فراهم کرد و پس از ۶ هفته او را در تهران بر تخت سلطنت نشاند. اميرکبير که لياقت و کارداني خود را به ناصرالدين شاه نشان داده بود، بر خلاف انتظار رقبا از سوي وي به عنوان صدراعظم انتخاب شد و در ذي القعده سال ۱۲۶۴ (هـ.ق) با لقب اتابک اعظم زمام مديريت کشور ايران را در دست گرفت.

 

سياست هاي اقتصادي اميرکبير

امير هنگامي به صدارت رسيد که دست اندازي هاي روس و انگليس در امور داخلي ايران افزايش يافته بود و نظم و نسق امور ديواني هم در دوره صدارت ميرزا آغاسي و افرادي چون او برهم ريخته بود. در چنين شرايطي وي به اصلاح همه جانبه امور پرداخت و در اولين گام در عرصه اقتصاد، سياست مالي خود را بر دو پايه کاستن از هزينه هاي دولت و افزايش درآمدها استوار کرد. او از يک سو جلوي بسياري از مفت خواري ها را گرفت و هزينه ها را کاهش داد و از سوي ديگر ماليات را که از راه هاي مهم درآمدي دولت بود، سامان داد. گمرک را قانونمند کرد و آن را تحت اداره مستقيم دولت قرار داد. از مهم ترين کارهاي وي در عرصه ماليات، تجديد نظر در ماليات زمين هاي آباد و ارزشيابي مجدد اين زمين ها بود که از زمان کريم خان زند، تغييري در آن ايجاد نشده بود. در کنار اين اقدامات مبارزه با مفاسد ديواني و اداري را دنبال کرد و رشوه را اکيداً ممنوع کرد. او در زمان ابطال سيورسات که حتي جنبه قانوني پيدا کرده بود، اعلام کرد: بعد از اين هيچ امور ديواني و محصل مالياتي و سرباز قشوني که به هر کجا رود، نمي تواند آذوقه و بنه مورد نياز خود را به زور و به رايگان از رعيت بگيرد. (اميرکبير و ايران)

 

احياي اقتصاد ملي

حمايت از توليد داخلي با ايجاد صنايع جديد، پيشرفت کشاورزي و توسعه بازرگاني داخلي و خارجي رويکردهاي اصلي اقتصادي اميرکبير را تشکيل مي  داد که مجموع آن ها توانست، تحرک تازه اي به اقتصادي ملي ببخشد. اميرکبير که از پيشرفت هاي جهان جديد آگاه بود و به تاثير اقتصادي آن پي برده بود، بر آن شد تا صنايع جديد را در ايران تاسيس کند. نقشه او در ايجاد صنعت ملي، شامل استخراج معدن، ايجاد کارخانه هاي مختلف، استخدام استادان فني از انگليس يا آلمان، فرستادن صنعت کاران به روسيه، خريد کارخانه از فرنگ و حمايت از محصولات داخلي بود. او در اين راستا فرمان آزادي استخراج معدن براي اتباع ايران را صادر کرد که طبق آن هر کسي مي توانست، به استخراج معدني که خود پيدا کرده است، بپردازد و تا ۵ سال از ماليات معاف باشد. اين گونه بود که بهره برداري از معادن آغاز شد و ميرآقاسي خان معدن مس و آهن قراچه داغ را به راه انداخت. آهن ماسوله گيلان استخراج شد که در نتيجه آن ها صنعت آهن و اسلحه سازي در ايران پيشرفت کرد. در اين راستا رشته معدن شناسي در دارالفنون که خود آن را تاسيس کرده بود، ايجاد شد و براي تدريس آن استاداني از اتريش استخدام کرد. در کنار به راه افتادن چند معدن، کارخانه هاي پارچه بافي،شکرريزي، چيني و بلورسازي، کاغذسازي، چدن ريزي و فلزکاري و ديگر صنايع کوچک تاسيس شد و چون درصدد تاسيس کارخانه پارچه هاي پشمي برآمد در گفت وگو با سفير انگليس خواهان استخدام چهار استاد خبره در اين فن از انگليس و خريد ماشين پارچه بافي شد که چون دولت انگليس صنعت ملي را به ضرر خود مي ديد و خواهان گسترش بازار کالاي خود در ايران بود، با پيشنهادهاي امير موافقت نکرد و حاضر به فرستادن اهل فن يا فروش کارخانه نشد. اما اميرکبير که عزم جدي در ايجاد صنعت ملي داشت، در سال ۱۲۶۷ هـ.ق شش تن از صنعت کاران ايراني در رشته هاي گوناگون را به روسيه فرستاد و دو نفر را روانه عثماني کرد. آنان نيز پس از بازگشت به ايران کارخانه هاي جديد احداث کردند. اين کارخانه ها عبارت بود از: کارخانه ريسمان بافي در تهران، کارخانه چلواربافي بين تهران و شميران، چرم بافي در کاشان ، ۲ کارخانه شکرريزي در ساري که شکر مازندران را تصفيه و قند و شکر سفيد توليد مي کرد، کارخانه بلورسازي و چيني سازي در قم و تهران. براي توسعه صنعت از پشتيباني و کمک به اهل فن هيچ دريغ نمي کرد، تا آن جا که گفته اند: اميرکبير در ترويج و تشويق اهل صنعت، زياد از اندازه اصرار داشت و مي گفت هر کس هنر و صنعت تازه اي بياورد، به او چيزي خواهم داد و به وعده خود وفا مي کرد.(اميرکبير و ايران) در چنين فضايي منسوجات ايران رونق تازه اي گرفت، صنعت ابريشم ترقي کرد و تجارت خارجي ايران افزايش يافت. در کنار صنعت، کشاورزي نيز مورد توجه قرار گرفت و سد ساخته شد.

 

تقديم جان در راه اعتلاي وطن اسلامي

بدين گونه محور سياست اقتصادي اميرکبير که حمايت و احياي اقتصاد ملي بود، تا حد زيادي محقق شد و صنعت داخلي پيشرفت کرد و صادرات ايران افزايش يافت و بازار کالاهاي خارجي محدود شد. اين تحول چنان آشکار بود که سفير انگليس مي نويسد: اميرنظام نفوذ خود را نهاني به کار برد که از ميزان ورود کالاهاي بيگانه بکاهد تا بتواند بر توليد محصولات داخلي بيفزايد. اميرکبير در راه آباداني و استقلال ايران با مانع بلند استعمارگران و ايادي داخلي آنان روبه رو بود و سرانجام هم پس از حدود 40 ماه صدارت، جان خود را در راه اعتلاي ايران تقديم کرد و در حمام فين کاشان در چنين روزي (۱۸ دي ماه) به شهادت رسيد.

 



بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .