محسن حافظي، شاعر كاشاني اهل بيت (ع) و حكايت فروش آثار آئيني شعراي افغانستان در خيابان ناصرخسرو
محسن حافظي، شاعر و گردآورنده آثار آئيني از ماجراي فروختن شعرهاي آئيني شاعران افغانستان ميگويد كه يك مرد افغاني آنها را در خيابان ناصرخسرو به قيمت 10 هزار تومان به وي فروخته است.
به گزارش خبرگزاري فارس، حدود 17 سال پيش، مداحان تهران از مهاجرت يكي از ذاكران اهل كاشان به پايتخت باهم صحبت ميكردند. او طبع شعري هم داشت، صدايش گرم بود و لهجه كاشي، حتي در مداحياش آشكار ميشد. زود با همكارانش در تهران ميجوشيد و احساس يك غريبه، هيچگاه به او دست نداد تا توانست پس از كمتر از يك و نيم دهه به عنوان يكي از ستايشگران، شاعران، گردآورندگان و مؤلفان نامآشناي آثار آييني شناخته شود.
محسن حافظي، امروز با سرايش، جمعآوري، تدوين و انتشار بيش از 65 اثر عاشورايي و آييني از خود و صدها شاعر ولايي از شهرهاي مختلف ايران، نام خود را در سراسر كشور پرآوازه كرده است. حالا، ناشران معتبري از تهران، قم و مشهد به او پيشنهاد گردآوري مجموعههاي مناسبتي ميدهند و اهل ادب، او را به جستوجو و انتشار دوباره آثار ناب، دست نخورده و ناياب گذشته تشويق ميكنند.
* اشعار 400 سال گذشته را بررسي كردهام
حافظي، مدعي است كه 400 سال گذشته را كاويده و بهترين اشعار شاعران آييني اين دوره را گلچين كرده است. ميگويد كه حتي برخي نسخههاي شعري چاپ شده در كشورهايي مانند هند يا افغانستان را با زحمت بسيار و هزينه گزاف به چنگ آورده و با تصحيح و بازخواني آثار، گزينشي نو از آنها ارائه كرده است.
اين شاعر از مداحان معتبر تهران نيز هست، اما گفتوگو، محوري جز شعر و كتاب نيافت تا جامعتر و پسنديدهتر شود.
اين گردآورنده مجموعه كتابهاي شعر آئيني ميگويد: چند وقت پيش، دوستي از من خواست كه معلمي يكي ـ دو رشته از كلاس آموزش مداحي مسجدي را عهدهدار شوم. به او گفتم كه اين كار را براي افراد بيشماري كه حوصله، تخصص و فرصتش را دارند، بگذارد و اجازه دهد كه من، كاري را انجام دهم كه كمتر كسي انجام ميدهد. بررسي و تدوين آثار بيش از سه هزار شاعر حوزه آييني كه آثارشان در 400 سال گذشته در نسخ خطي و كتابهاي كمياب و ناياب، بياضها و دستنوشتهها به چشم ميخورد، وقت زيادي ميخواهد.
حافظي ادامه ميدهد: اين كار، امروز از مرز 100 اثر گذشته كه تا اين لحظه، حدود 70 اثر آن بيرون آمده است. آثاري از آنها، عاشورايي است، آثاري مربوط به زندگاني پرافتخار حضرت زهرا (س) و 4 اثر درباره حضرت امير (ع) است. قصد دارم براي هريك از ذوات مقدس، دست كم يك اثر جمعآوري شكيل و مناسب ارائه دهم كه اين كار براي امام مجتبي (ع)، موسي بن جعفر (ع) و امام زمان (عج) صورت گرفته و به چاپ رسيده است.
* 20 سال دنبال ديوان تركي شيرازي بودم
اين مداح اهل بيت ميگويد: سرودههاي خودم حدود 11 جلد به چاپ رسيده و يكي ديگر زير چاپ است. تصحيح و انتشار چند اثر از شاعران گذشته و حال حاضر هم به من محول شده كه روي آنها كار كردهام يا در حال انجام كار هستم؛ مانند آثار استاد شهاب تشكري آراني، استاد حداد كاشاني، مرحوم شرمي كاشاني، مرحوم خباز كاشاني، مرحوم واصف بيدگلي، حاج علي آهي.
حافظي اضافه ميكند: تعدادي از آثار چاپ سنگي هندوستان هم با مشكلات بسيار به دست من رسيده است. ديوان مرحوم محمدحسين نقاش آقولي، متخلص به تركي شيرازي، يكي از اين كارهاست كه سه سال پيش از چاپ بيرون آمد. اين كار، فقط در يك نوبت در بمبئي به چاپ رسيده بود. 20 سال دنبال اين كار بودم تا پيدايش كردم. الآن هم روي ديوان خرم شيرازي كار ميكنم كه هم عصر با تركي و يكي از شاعران بسيار ولايي زمان خودش بوده است. در ديوان او، بيش از 40 قصيده در مدح مولا اميرالمؤمنين (ع) ديده ميشود. مرحوم خرم، سراسر عاشورا را نيز به سبك فردوسي، حماسيسرايي كرده و 10 غزل به سبك حافظ دارد.
* گاهي دو روز بيدارم
اين شاعر اهل بيت (ع) اظهار ميدارد: چنين فعاليتي، وقت زيادي از من ميگيرد. در اين 17 سالي كه به تهران آمدهام، گاهي تا 48 ساعت نميخوابم و با اشتياق، روي يك نسخه خطي يا كمياب كار ميكنم.
حافظي ميگويد: اول، قصد نداشتم كه غير از شعرهاي خودم، روي اشعار و ديوانهاي ديگران كار كنم. 15 سال پيش، ناشري از من خواست كه با محوريت شخصيت حضرت زينب (س)، مجموعهاي گردآوري كنم. اين كار انجام شد و «اسوه صبر» لقب گرفت. اين اثر كه بيرون آمد، با استقبال خوبي روبه رو شد. همان ناشر، اثري براي حضرت زهرا (س) درخواست كرد و من فهميدم كه نياز امروز، جمعآوري و تدوين اشعار در مناسبتهاي مذهبي است. آن كتاب هم با نام «زلال كوثر» به چاپ رسيد و خيلي زود جايش را بين دوستداران اهل بيت (ع) باز كرد. ناشران، درخواست اثر ميكردند، بعضي فعالان ادبي و مذهبي مرا به ادامه كار تشويق ميكردند و كتابها به خوبي به دست مخاطبش ميرسيد.
او ادامه ميدهد: خيلي از ناشران، آمدند و كارهاي يك بار مصرف راهي بازار كردند كه ارزش ادبي ندارد. حتي ناشري در مشهد، چند تا از كارهاي مرا پيش رويش گذاشته و از آنها براي هفت ـ هشت كتاب شعر جيبي انتخاب كرده بود. وقتي به او مراجعه كردم، گفت كه ميخواسته از سليقه و گزينش من استفاده كند و چون كتابهاي اوليه از نظر قيمت، سنگين بوده، كارهاي ارزانتري به بازار عرضه كند!
* هيچوقت به دنبال آثار ارزان و سبك نبودهام
حافظي ميگويد: آثار من، اما به اين ورطه نيفتاده است. اولاً ناشراني كه اين آثار را به چاپ رساندهاند، ناشران معتبر و شناخته شدهاي هستند و ثانياً روي بكر بودن اشعار تأكيد شده است.
اين گردآورنده آثار مذهبي درباره كيفيت پايين اين آثار اظهار ميدارد: يكي از دلايلش، احاطه نداشتن و مشرف نبودن كارشناسان وزارت ارشاد است. آنها بايد كار نو را از كارهاي تكراري تشخيص دهند، اما افرادي كه به عنوان كارشناس در ارشاد، كارها را ميبينند و تأييد ميكنند از اين اشراف برخوردار نيستند. دليل ديگرش، نبود يك هيئت تحريريه يا تشخيص در مؤسسات انتشاراتي است. آنها بايد قبل از ارشاد، كار تازه و تكراري را از هم تشخيص بدهند. يكي ديگر از دلايل اين آشفتگي، بيتوجهي دستگاههاي فرهنگي و ارشادي به مقوله ادبيات آييني است. در دولت گذشته، بودجهاي براي حمايت از اين ادبيات كنار گذاشته شد، اما معلوم نشد به چه مصرفي رسيد و از چه كساني و چه آثاري حمايت شد.
* مداحان به تقويت بنيه ادبي نيازمندند
اين شاعر آئيني ميگويد: به طور طبيعي، ستايشگران اهل بيت (ع) به تقويت بنيه ادبي و روزآمد كردن داشتههاي خود نياز دارند. از طرفي، حتي بيتي از برخي شعرها در ذهن نسل نو موجود نيست و غبار فراموشي روي آنها نشسته است. من، يك گروه ديگر را هم به عنوان مخاطب اين آثار در نظر ميگيرم و آن، پژوهشگران ادبيات آييني هستند. چون شايد تنها پنج درصد از مداحان باتجربه، آثار چاپ شده مرا خريدهاند و بقيه با استقبال جوانان و پژوهشگران روبهرو شده است. گاهي، خانمي يا جواني از يك شهر دور دست تماس ميگيرد و ميگويد كه فلان كار به دستش رسيده است و ميخواهد نظرش را درباره كتاب بگويد يا تشكر و تشويق كند. بنابراين نميتوانيم بگوييم معدود مداحان قديمي و باتجربه كشور، كتابي را كه به چاپ هفتم ميرسد، خريداري ميكنند.
* شعر شاعران تمام ايران را نگاه ميكنم
حافظي معتقد است كه نگاه ملي در انتخاب شعر شاعران آئيني دارد. او ميگويد: اگر مجموعه كارهايي را كه تا به حال انجام دادهام، ببينيد، نام شاعران سراسر كشور در آنها مشاهده ميشود. هر شاعر آييني كه از هر كجاي ايران شعر ارسال كرده باشد، با توجه به ارزش ادبياش در مجموعه آثار آمده است. حتي اگر يك دو بيتي گفته باشد. يا در «نالههاي سوزان» شعرهاي بسياري از شاعران افغانستان ديده ميشود كه 25 درصد كار را در بر ميگيرد.
اين گردآورنده آثار ادبي حوزه آئيني ميافزايد: يك بار، وقتي در تهران ساكن بودم، در محفل ادبي شاعران كاشان شركت كردم و پيشنهاد انتشار يك مجموعه وزين از شعر شاعران شهر خودم را دادم. قصدم اين بود كه در مجموعه «از مدينه تا مدينه»، شعرهايي از حركت كاروان سيدالشهدا (ع) به سمت كربلا تا بازگشت اسرا به مدينه از شاعران كاشان جمعآوري كنم. بعضيها تمسخر كردند و جدي نگرفتند.
وي اضافه ميكند: همين پيشنهاد را به دوست شاعري در تبريز دادم. فيروز جوانشير، متخلص به خادم تبريزي، همين ايده را در ميان شاعران شهر خود مطرح كرد و از آنها سه ـ چهار هزار بيت شعر گرفت. اتفاقاً اين كتاب در مجموعه از «مدينه تا مدينه» با عنوان «صد چمن لاله» منتشر شد، اما خادم تبريزي، عمرش به تماشاي اين اثر كفاف نداد و از دنيا رفت. بنابراين، من با انديشه ناسيوناليستي به شاعران كاشان نگاه نكردهام. بلكه چون خيلي از عزيزان شاعر به رحمت خدا رفته بودند و آثارشان در دست اين و آن پراكنده بود، يا وارثانشان توان چاپ اين كارها را نداشتند، مجموعهاي از سرودههايشان را به چاپ رساندم.
* شاعران كاشاني، ولاييترند
حافظي معتقد است كه بيشتر سرودههاي شاعران كاشان، ولايي، مذهبي و عاشورايي است. او ميگويد:اگر آثار شاعري از شهر ديگر را ببينيد، فقط چند اثر آييني پيدا ميكنيد. اين شايد موجهترين دليل براي پرداختن به آثار و سرودههاي شاعران كاشان باشد.
او درباره مهاجرت خود از كاشان به تهران ميگويد: سال 1359 و پس از پيروزي انقلاب اسلامي، قصد داشتم به تهران بيايم. ميدانستم كه در كاشان نميتوانم موفق باشم. بركه بستهاي بود كه ماهي در آن رشد نميكرد. محيط، كوچك بود و تنگنظريها زياد. چند بار قصد مهاجرت كردم، اما مادرم، مخالفت ورزيد و اجازه نداد كه شهر خودمان را ترك كنم. حتي چند بار در تهران خانه گرفتم، اما چون تنها فرزند خانواده بودم، اصرار مادر، مرا به كاشان برگرداند. دست آخر، او را متقاعد كردم كه براي پيشرفت و موفقيت بايد در تهران ساكن شوم. او پذيرفت، اما خودش حاضر نشد كاشان را ترك كند. اتفاقاً پس از يك سال هم دنيا را بدرود گفت، اما با آمدن من به تهران، باب رحمت باز شد و توانستم در 14 سال، بيش از 100 اثر متعدد را آماده يا روانه بازار نشر كنم. 63 جلد كتاب چاپ شده، 30 جلد زير چاپ و 20 جلد در دست تأليف، گردآوري يا بازنگري، حاصل اين 14 سال است.
او ميافزايد: تا حالا بيش از 5 هزار ديوان قديم و جديد را مطالعه كردهام، اما به خاطر نداشتن خانه شخصي، 3 هزار جلد از اين ديوانها را فروختهام. چون جابهجايي به كتابهاي قديمي بسيار آسيب ميساند.
* شعري كه گور شاعرش را آباد كرد
حافظي با بيان خاطرهاي از شهر كاشان ميگويد: روزي در آران و بيدگل كاشان به منبر رفته بودم. آنجا گفتم كه اين شهر، سه شاعر دارد كه اثري از واصف بيدگلي، شاعر نابيناي اهل بيت (ع) نديدهام. اگر كسي از شعرهاي اين پيرمرد درگذشته، چيزي در اختيار دارد، بياورد تا سروساماني بدهيم و به عنوان يك اثر خواندني، راهي بازار نشر كنيم. مردي قاليفروش برخاست و گفت كه اين كار را خواهد كرد. او، نشاني افرادي را ميدانست كه شعرهاي واصف را به صورت دستنوشته در اختيار داشتند، اما هيچ كس به آراستگي يك ديوان از او فكر نكرده بود. مرد قاليفروش، دو ماه بعد با من تماس گرفت و گفت كه تعداد قابل توجهي از شعرهاي واصف را جمعآوري كرده و حاضر است كه آنها را در اختيارم بگذارد. با يكي از دوستان به كاشان رفتم. مرد، كيسهاي از شعرهاي پيرمرد نابينا را با خود آورده بود. آنجا به او وعده دادم كه عوايد معنوي و مادي انتشار اثري به نام واصف را به صورت برابر با او تقسيم كنم.
اين گردآورنده آثار مذهبي ادامه ميدهد: اتفاقاً كتاب، بعد از يك سال بررسي، پژوهش، بازنگري، نگارش مقدمه و طي مراحل انتشار، راهي بازار شد و 300 نسخه از آن در اختيار من قرار گرفت. من هم طبق قرار، 150 نسخه از كتابها را به مرد قاليفروش دادم تا هركاري ميخواهد با آن بكند. مرد قاليفروش، دو ـ سه ماه بعد تماس گرفت و گفت كه 150 نسخه كتاب واصف را به قيمت 200 هزار تومان فروخته و با آن، مزار شاعر را كه در حال تخريب بوده، آباد كرده است. خوشحال شدم از اينكه شعر شاعري، اگر در زمان حياتش مددي نرساند، سرانجام گورش را آباد كرد!
* بياض مرد افغان
اين شاعر اهل بيت (ع) با بيان خاطرهاي ديگر از روزهاي فعاليتش ميگويد: يك روز در فروشگاهي در خيابان ناصرخسرو نشسته بودم كه مرد افغانياي وارد شد. بياضي در دست داشت كه ميخواست بفروشد. كتابفروش به او گفت: كتابت را دور بينداز! اينجا بهترين كتاب را داريم، اما كسي به آن نگاه نميكند. تو اين بياض را آوردهاي كه بفروشي؟ مرد افغان، دلگير شد و سرش را پايين انداخت كه برود. انگار ميخواست بابت پولي كه از اين كتاب ميگيرد، اموراتش را در كشور بيگانه بگذراند. صدايش كردم. بياض را ديدم. مجموعه درهم و آشفتهاي از شعرهاي آييني شاعران پارسيزبان افغان بود و مرد افغاني، وقتي اشتياق من را براي خريد كتاب ديد، 25 هزار تومان روي آن قيمت گذاشت. سرانجام، بياض را به 10 هزار تومان خريدم. وقتي مرد افغان بيرون رفت، دوست ناشرم به خنده گفت: تو ديوانهاي! اين كتاب، دو ريال هم نميارزيد. گفتم: من براي دل خودم خريدم. وقتي كتاب را بررسي كردم، ديدم شعرهاي جانسوزي از شعراي افغانستان در اين بياض ديده ميشود. اتفاقاً همين اشعار، استخوانبندي كتاب «نالههاي سوزان» را تشكيل داد.