عضویت در کانال تلگرام کی آشیان
۱۳۹۷ ۲ ۳۱
  • براي امروز رويدادي ثبت نشده است
 
در حال بارگذاری...
نام

پیام

شکلک ها
        
        
       
مناسبت ها,سه شنبه، 6 مرداد، 1388 4581keyashiyan

سرور اعظم باكوچي معروف به سپيده كاشاني شاعر و نويسندة معتمد و انقلابي در سال ۱۳۱۳ در شهر دارالمومنين كاشان به دنيا آمد. شهري كه تاريخش سرشار از اديبان و شعراي نامدار است اين بار شاهد تولد بانويي نامدار گشت.



سرور اعظم باکوچی (سپیده کاشانی)كاشاني در همان اوان كودكي و آغاز تحصيل در دبستاني در كاشان به كتاب و شعر روي‌ مي‌آورد و قصه‌هاي كودكانه و شعرهاي مخيل و روان كودك، زندگي وي را از ساير كودكان متمايز مي‌كند، دختر به گوشه‌اي مي‌خزد و سر در جيب تفكر فرو مي‌برد و سرانجام در سال ۱۳۲۵ ه.ش اولين شعر بر وي الهام مي‌شود و اين نخستين وديعة الهي سرآغازي مي‌شود، براي سرايش شعرهاي بعدي. سپيده كاشاني پس از پايان آموزش متوسطه به ادامه تحصيل در منزل مي‌پردازد و از دامن دانشگاه زندگي مي‌آموزد؛ آنچه را كه در محيط آكادميك نمي‌توان يافت. در سال ۱۳۳۱ ازدواج مي‌كند و به تهران مي‌رود تا در كنار بزرگان آن ديار بيشتر بياموزد و شعر را به منزل مقصود برساند. در تهران به زودي وي غم سنگيني را در قلب شاعرانه‌اش احساس مي‌كند، او معلم واقعي‌اش، مادرش را از دست مي‌دهد.
۱۳۴۷ آغاز فعاليت وي با مطبوعات است و در اين سالها پدر را نيز از دست مي‌دهد و اندوه مضاعف را به دوش مي‌كشد.
اولين مجموعه شعر وي در سال ۱۳۵۲ به چاپ مي‌رسد و در سال ۱۳۵۸ با صدا و سيماي جمهوري اسلامي همكاري مي‌كند و به عضويت شوراي شعر و سرود در مي‌آيد. حضور مكرر وي در جبهه‌هاي جنگ تحميلي همراه با فرزند ارشدش، وي را شاعر جنگ مي‌كند و در سال ۱۳۶۳ در يك ديدار رسمي استاد شهريار را مي‌بيند كه تأثير بزرگي بر وي مي‌گذارد.
۱۳۶۴ همسرش را از دست مي‌دهد و به ادامه فعاليتهاي فرهنگي و هنري روي مي‌آورد. در سفر رسمي به كشور تاجيكستان از هم‌گرايي، هم‌زباني مي‌گويد ودر سال ۱۳۷۱ به انگلستان جهت معالجه اعزام مي‌شود كه پايان سفر دنيا و سفر آخرت را آغاز مي‌كند.
وي در بيست و دوم بهمن همان سال به جهان باقي مي‌شتابد و در بهشت زهرا خاك پذيرنده را به آغوش مي‌كشد.
از اوست :
به‌ خون‌ گر كشي‌ خاك‌ من‌، دشمن‌ من‌ / بجوشد گل‌ اندر گل‌ از گلشن‌ من‌
تنم‌ گر بسوزي‌، به‌ تيرم‌ بدوزي / جدا سازي‌ اي‌ خصم‌، سر از تن‌ من‌
كجا مي‌تواني‌، ز قلبم‌ ربايي‌ / تو عشق‌ ميان‌ من‌ و ميهن‌ من‌
مسلمانم‌ و آرمانم‌ شهادت / تجلّيِ هستي‌ست‌، جان‌ كندن‌ من‌
مپندار اين‌ شعله‌ افسرده‌ گردد / كه‌ بعد از من‌ افروزد از مدفن‌ من‌
نه‌ تسليم‌ و سازش‌، نه‌ تكريم‌ و خواهش / بتازد به‌ نيرنگ‌ تو، توسن‌ من‌
كنون‌ رود خلق‌ است‌ درياي‌ جوشان‌ / همه‌ خوشة‌ خشم‌ شد خرمن‌ من‌
من‌ آزاده‌ از خاك‌ آزادگانم‌ / گل‌ صبر مي‌پرورد دامن‌ من‌
جز از جام‌ توحيد هرگز ننوشم‌ / زني‌ گر به‌ تيغ‌ ستم‌ گردن‌ من‌
بلند اخترم‌، رهبرم‌، از در آمد / بهار است‌ و هنگام‌ گل‌ چيدن‌ من

توضیح : میزان علاقه‏مندی سپیده کاشانی به حضرت امام خمینی (ره) تا آن اندازه بود که وقتی امام بزرگوار در بستر بیماری افتاد او نیز کارش به بیمارستان کشید.
 


منبع:

نسخه PDF :

درجه 0/5 (0%) (0 رای)

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .